شرح دروس هیئت_جلسه هفتم_استا د صمدی آملی

خرید بک لینک
دروس هیئت
صوت جلسه 7.اواخر درس اول اوایل درس دوم

دو خط متوازى خواه مستدير و خواه مستقيم آن باشند كه بعد ميان آن دو به يك اندازه باشد. يعنى هر نقطه اى كه بر يكى از آن دو فرض كنند، بعد همه از آن خط ديگر برابر باشد.ودیگه اینها را الحمدالله درموارد درسی خونده دارید و مطالعه داریدو توضیح دادند دو خط متوازی همینجوری که به عرض رسوندیم باید تمام اجزا هر یکی از این خط با اجزا موازیشون باهم دیگر بعدشون یکسان باشه.بعد یعنی اون فاصله ای که بین این اجزا وجود داره که حالا اگر بخواهد این اجزا ابعادشون که اجزا ماقابل باهم بعدشون یکی نباشه لازمش این میشه که این دو تا خط اگر امتداد پیدا کردن باید در یک جانب همدیگر را تقاطع کنند ولی اگر تمام اجزا این خط با تمام اجزا خط دیگر که در مقابل هم واقع میشن و باهم برابر باشن این دو خط هر چه امتداد پیدا کنند هیچ گاه همدیگر را در هیچ جانبی تقاطع نمیکنندحالااون بحثی که به عرض رسوندیم ان شا الله داشته باشید امروز هم 1001نکته را زیر و رو میکردم اونجا هم یک بحث هم مطرح میشه منتها الان اجازه بفرمایید بعدا ,همین مقدار الان کافیه,خب این دو تا خط چه مستقیم باشد و چه بخواهد مستدیر باشدفرقی نمیکند مثل همینجایی که فرمودند بر اساس یک محور اگر این کره بر اساس یک محور دور بزنه میفرمایید در محیط این کره به وسیله این حرکت این یک محور دوایر فراوانی ترسیم میشه که از این محیط هر یک از این دایره ها را اگر بخواهید حساب بکنید این دایره کانه میره اون درون این کره و بر گرد این محور حرکت کره,چون کره در صورتی میتونه دوایر در او ایجاد بشه که حرکت کند و اگر حرکت نکند توش دایره ایجاد نمیشه ,بنابراین (نکته)کره وقتی حرکت میکند هر جزئی و هر نقطه ای و هر اجزا محیطش را و نقاط محیطش را بخواهید نسبت به غیرش در نظر بگیرید بر اساس یک حرکت که میکنه روی این محور اینها دوایر ایجاد میشه که تمام این دوایر همه درون اون خط محور این حرکت ,همه دور اون خط محور این حرکت اون دوایر ایجاد میشه,حاصل میشه و کل اینها همه دایره هستن و حالا میفرمایید که این دوایر باهم موازی اند یا متقاطع؟میفرمایید باهم موازی هستند چون بر اساس اینکه حرکت را روی یک محور داره دور میزنه,بله!حالا اگر احیانا این کره یک حرکتی بر اساس یک محوری به این صورت داشته باشه و بر اساس یک محور دیگه یک جور دیگه حرکت کنه خیلی خب اون باز دنبال یک حرکت جدید وبا یک محوریت جدید با یک سری دوایری بازم جدید اینها را داشته باشید که میخواهیم در سطح یک کره عالم کل که اسمشو گذاشتیم عالم کل جسمانی که اگر بخواهیم دوایر مختلف را ترسیم کنیم اشکالی نداره فقط باید محور حرکت را برای اون دوایر تشخیص بدهیم حواسمون باید اینطوری جمع باشه,پس این یک قاعده است که اگر هر گاه کره ای بر نفس خودش حرکت میکند یعنی بر یک محوری از محورهایش یا به تعبیری یک قطری از اقطارش حرکت بکنه اونوقت اون قطر این کره میشود قطر این حرکت او و بعد میگیم که محور حرکت میشه و محور این کره میشه منظور محور این کره متحرکه میشه چون کره تا به حرکت در نیاد اقطار داره اما محور اطلاق نمیشه برای همینه که انسان کامل را به عنوان محور عالم هستی قرار میدیم پس معلومه عالم در حرکته,در تکامله,در تعالیست و یک محور میخواهد و بدون محور حرکت محقق نمیشود در ریاضیات هم با این دقتها بازم اینطوریه پس اقطار میتونه در هر کره ای فرض کنیم و تا کره به حرکت در نیامده میشه اقطار برایش فرض کرد ولی وقتی کره به حرکت داره در میاد باید بر اساس یک محوری باشه و روی یک محوری به حرکت در بیاد و بدون محور نمیشه بر اساس یک محور به حرکت در میاد و شاید دوره را تام نکنه و دوباره سریع مسیر حرکتشو عوض بشه و یه جور دیگه بره مثل اینکه ادم یک توپ را میندازه ادم میبینه بر اساس یک محور میره و گاهی میبینه میره و یه دفعه یه سمت دیگه حرکت کرد خورد به یک مانع و دوباره یه جور دیگر و دوباره با یک محور دیگه داره حرکت دیگری انجام میده اگر در مثلاچن ثانیه,چقدر!طول حرکت که هر چه حرکتش متوقف بشه معلومه هر ان به ان بر یکی از محورها حرکت میکنه امکان نداره که بدونه محور حرکت محقق بشه حتما محور میخواد پس اون قطری که این کره براساس اون به حرکت در میاد میشه محور اون کره و او ن که محورشه نقاطی که در محیط این کره فرض میفرماید با این حرکت دوایر ایجاد میکنه اگر هر یک ازون نقطه های دایره ایجاد شده ای که الان توی محیط کره دوایر ایجاد میشه به تعبیری دوایر ایجاد میشه اگر اونها را هر کدوم قاچ قاچش کنیم این میشه یک دایره که دایره همچنان اون تعریفش سرجاش باقی باشه که دایره سطح است به این محیط دایره باشه که چون ما به اینها خیلی نیازمند هستیم چون ماموریت ما در علم هیئت مربوط به استخراجاتی است که برمیگردد به افلاک اسمانی به کرات اسمانی بعد میفرمایید که این دوایر یا با یکدیگر متحدا یا از هم متوازی اند لفظ مختلف را نمیاریم,اصطلاحا که بگیم این دوایری که با یه حرکت ازاین کره ایجاد میشه این دوایر یا باهم موازی هستند یا باهم متحدند چون شاید ما هنگام حرکت یک نقطه ای را اینجا فرض کنیم یه نقطه ای را به دنبال او که این نقطه اگر دور بزنه میشه یک دایره 360درجه محیط این دایره میشه شاید نمیتونیم هر جزئی ازین اجزا 360تایش بازهم نقطه و نقطه فرض کنیم و هر کدوم یک دایره ای را محاسبه کنیم درسته؟!!تازه اگر محیط دایره را360تا درجه و برای هر درجه یک نقطه ای را فرض بفرمایید شاید اون یک درجه را تقسیم کردی به60تا دقیقه و برای هر یک یک دقیقش یک نقطه فرض میکنیم و شاید اون یک دقیق را تقسیم کردیم بر 60ثانیه و برای هر یک ثانیه یک نقطه ای را ترسیم کردیم و اون هر یک از 60 ثانیه را تقسیم میکنیم بر 60 تا ثالثه و هر قالثه را یک نقطه میگیریم الان اگر فرض این محیط را360 تا نقطه اش کنیم به عنوان360تا درجه پس با این حرکت 360تا دایره پدید میاد اما این دایره ها از همدیگر متوازی اند یا متحد؟میفرمایید متحد چون همشون در متن واقع یه دایره را تشکیل میدهندمنتها حالا شما فرض اینو360 درجش کردید میشه 360 تا دایره پس 360 تا دایره باهمدیگر متحد شدند و هر یک از اون 360تارو بخوای بر 60 دقیقه تبدیل کنی وبعد میبینی که چقدر میشه و پایان هم نداره اصلا و در درس دوم راجع به این عرایضی را بیان میکنیم پس این دوایر یا باهمدیگر متحدند یا متوازی اند و دو خط متوازی خواه مستدير و خواه مستقيم آن باشندفرقی نمیکندهمه اجزا این خط با اجزا مقابلشون دراون خط دیگر بعدشون باهمدیگر یکی است مثلا شما یه وقتی نردبان درست میفرماییداین دو پایه نردبان را مستقیما به طور موازی در کنار هم قرار میدید و بینشون پله پله میزنید اون پله ها میشه ابعاد بین اجزا این نردبان با اون طرف نردبان حالا به اندازه نیازتون پله میزنید مثلا پله ای نیم متری و..فاصله ای بالاخره این پله ها میشه ابعاد اما اگر روی این نردبان دو تا پایه به صورت موازی نگذاریم یکمی دو تا پایه را مورب بزاریم میبینید ابعاد بالایش که اونطرف باهم برد دارند این بردها چوبی که برایش قطع میکنه کوتاه ترست از اون چوب های که در طرف دورتر قطع میفرمایدپس معلومه ابعادشون با یکدیگر مساوی نیس و این دو تا خط باهم موازی نیستند و باید این قاعده توشون مراعات بشه حالا این هم اندازه تا ان شا الله بحث های در اینده پیش میاد .حالا یک بحث دیگر که برای ما خیلی کلیدی است .عبارتشو بخونید ,در عبارت خونی ضمن اینکه بحث را به صورت هیوی پیدا فرمودند بحث به صورت ادبیاتی و فارسی اصیل هم هست و دقت میفرمایید !که کتاب یک کتاب ادبیاتی است اگر میخواهید قلمتون ادبیاتی بار بیاد باید که شبیه این بنویسید که بوزان قلم اقا در فارسی به وزان گلستان سعدی ,کلیه و دنبه میشه,نه اینکه تصحیحشون کردند در همون ابتدای جوونی و تحصیلشون اینا..قلمشون اثر گرفته و ادبیاتی دراومده و الان الهی نامه را ببینید چه جور ادبیاتی نامه هابرنانه ها
کلا قلم فارسی اقا مطلقا ادبیاتیه حالا نحوه خوندن را در عبارت دقت بفرمایید از اين دوائر فقط يك دائره عظيمه است كه بر مركز كره مى گذرد، و بعد او از قطبين مساوى است، و آن را منطقه كره گويند، بدين نظر كه منطقه كمربند است و آن دائره بر ميان كره گذرد. و دوائر ديگر را صغيره گويند.حالا فرمودید که وقتی این کره را به حرکت درمیاریم به فرض این مداد محور که اینو داشته باشیم بعد این انگشتم بشود امتداد این قطری که امده اینور و محوره وحرکت واقع شده وقتی این کره (توپ)به حرکت دراومده از هر نقطه ای حالا ما به عنوان مثال, مثل اینکه این داره چوپ در خراطی کار میکنه و میزاره چوپ در دستگاه و چوب را به فشار میگیره و بعد میخواد روش نقش و نگار درست کنه یک التی داره که میزاره اینجا میبینی یه دایره اینجا ایجاد شده همینجور و اینجا بزاریم همینجور تا جای که از دستمون بر میاد .بعد نیس پیش یه خراطی برید و براتون یه کره ای هم درست بکنه .خب میبینید که این توپ بگرده ما همینجور محیط اون دایره ها ایجاد کنیم مثلا میبینیم کوچکترین دایره اون دایره ای میشه که مماس با قطبِ حالا دیگه حرف شمال و جنوب دیگه الان حرفشو پیش نمیاریم فعلا میگیم اون قطب,کوچکترین دایره اونجاست که مماسه با قطبِ و به تعبیری دور قطر دور میزنه که دیگه بین او و بین قطب باز فاصله ای دیگری را فرض نفرمایید مثلا از قطب این کره تا وسط این کره تا اینور کره میشه180 درجه که اگر ما محیط دایره را 360 درجه گرفته باشیم پس از اینجا تا وسط این کره میشه 90 درجه و ازین وسط تا این قطب اینوری میشه بازم90درجه که الان میفرمایید که وقتی این کره دور میزنه از یک نقطه کنار این قطب یک دایره کوچیک ایجاد میشه حالا دایرش هر اندازه هست اون دایره هم محیطش چقدره؟!اگر اونو360 درجه گرفتیم اینم360 هست و همینجور هی نقطه نقطه ..میایم تا اینجا و وسط در وسط دایره هم اینجا میشه ازین طرفم همینجور میریم تا به این طرف قطب این کره با این حرکت یک دایره کوچیکی به دور این قطب اینطرفی هم قهرا ایجاد میشه الان میفرمایید که اصطلاحا بفرض اگر از اینجا به صورت یک یک درجه از قطب یک یک درجه تا بیایم وسط میشه90 درجه و 90 تا دایره اینجا در نظر بگیرید و از وسط این کره تا به این قطب اینطرفی هم چقدر فاصله داریم اقا!90 درجه ,90 تا نقطه اینجا درنظر بگیرید با این حرکتی که کره بر نفس خودش کرده دو تا90تا 180 تا نقطه را از این قطب تا اون قطب لحاظش کردیم به عنوانی که از قطب تا قطب180 درجه هست و به حساب هر درجه ما یک دونه دایره درنظر گرفتیم الان میفرمایید پس ما با یک دونه حرکت این کره بر نفس خودش روی این محور میفرمایید چنتا دایره داریم180 تا دایره داریم الان میفرمایید این180 تا زیر سر کیه؟که محیط را360گرفتیم که نصفش میشود180 اگر180درجه را تبدیل کنیم به 60 تا یعنی هر درجه را تبدیل کنیم به 60 تا دقیقه و180×60=هرچه میشود به حساب هر دقیقه ما یه دایره در نظر بگیریم و اونو دوباره ضرب در60 کنیم ماحصلش بشه ثانیه از درجه امدیم به دقیقه بریم به ثانیه پس میشه شما180 تا دایره بگیرید ×60تا ماحصل دایره بگیرید ×60 تا ماحصل دایره بگیرید×60تا...هر چه بخوای بری تموم نمیشه از جنبه ریاضیات تموم نمیشه منتها شما مجبوری ول کنید و میگه اونا دیگه مورد احتیاج نیست وگرنه ریاضیش هرگز پایان نداره و الان اومدن همین قوس نزولیش که هر چه بیاید پایین ازین ور برید این تمام شدنی نیست !چکار کردند؟!علم نانو رو به این مبنا پیش اوردند علم نانو مال این سیر نزولیش است وقتی سیر صعودی میری از ثانیه میری دقیقه از دقیقه میری به ساعت یا درجه مثلا ,اینها میرید اما از اینور نخیر. هی پایین میایید .خیلی خب ما 180 تا دایره الان با یک دونه حرکت بر اساس یک محور در نظر بگیریم تمام این 180 تا دایره مثل این جا سیدی هست که وسطش یک محوری است مثلا 100 تا200 سی دی را در توش میچینید اون سی دی های که شما دارید همه یک اندازه است ولی اینجا نخیر ,از این دوایر یک دایره عظیمه است بر اساس این حرکت,مابقی دوایر صغیره هستند چرا این یک دایره و کدوم دایره بین اینها عظیمه است؟اون دایره که میره تو مرکز کره عبور میکنه اون فقط عظیمه است و اصطلاحا اسمش را. میگن دایره عظیمه اما اون 179 تای دیگه از دو بغلیش میره تا قطب اونا همه دوایر صغار .چرا؟چون هیچ کدام از اونها ,فرمودید دایره سطح مستدیر که نیست بلکه گفتیم دایره همیشه سطح مستوی است چون مستویِ پس قطعا هیچ کدام از این دوایر غیر ازین یک دونه عظیمه هیچ کدام ازینها از مرکز عبور نمیکنه و اینا همه از غیر مرکز عبور میکنند یعنی از اون نقطه مرکزی کره که اون خط محوری میره به اون نقطه مرکزی را تقاطع میکنه و دو طرف میشه قطب این کره یا قطب این حرکت ,فقط یک نقطه مرکزی داره که این دایره عظیمه وسطی فقط بلده عبور کنه و لذا اسم این دایره عظیمه را گذاشتند مِنطقه ,اینهمه الفاظ داریم ,منطقه البروج,الان اونجا خودشو نشون داده اما در جاهای دیگر کمتر اسمش میشه منطقه و منطقه یعنی همینی که در عبارت داریم کمربند است
کانه خودت را یه کره فرض بفرما و کمربند خودت را در نظر بگیر یا خودت را خط محور در نظر بگیر حالا بعدا میگیم هر یک از ما یک خط محوری میشیم که دایره افق ما به وزان ما ترسیم میشه اینجا هم الان کانه یک کمربند وسط در وسط بدن انسان بسته میشه و میان رد میشه این رو میفرماید منطقه,شما فارسی میگید کمربند و عرب ها میگن منطقه حالا حزام هم میگن اما لطیفش همان کلمه منطقه اش هست یعنی وسط در وسط این کره ایت پس در بین این دوایر فقط یک دایره عظیمه است دایره عظیمه این حرکت حالا بله اگر این توپی و کره ای که اینجوری حرکتش دادیم این شد دایره عظیمه او باز دوباره یک محور دیگه ای هم برایش در نظر بگیریم یکی از اقطارش را محور قرار بدهیم و دوباره باز برای اون محور این کره یک دوری هم به دور خودش بزنه باز برای اون دوایریی ایجاد میشه که یکی از اون دوایر عظیمه میشه پس الان قاعده روی این محور همه بحث ها از حرکت داره شروع میشه اونم حرکت کره داره شروع میشه ,این را هم که ابتدای درس از اینجا شروع کردن به دلیل اون بحثی که به عرض مبارکتون رسوندیم که کانه بیایم کل عالم جسمانی را به صورت یک کره در بیاریم که ما در مباحث هیات و نجوم و مسایل استنباطی نیاز داریم که دو تا مبدا ثابت یکی نقطه مرکزی و یکی محیط منتهی که بالاخره باید این نقطه ای که از این نقطه همه چی داره شروع میشه و شعاع پیدا میکنه بریم به یک محیطی منتهی بشیم که این مبدا واحد مرکزی با اون محیطی که احاطه بر این مجموعه کرده ما مجموعا یک کره تشکیل بدهیم یک کره عالم جسمانی تشکیل بدهیم و حالا بیایم تمام حرکات این ستارگان سیار و ثوابت بر اساس این نظم اینها را به استنباطات ریاضی در بیاوریم که حالا کم کم مباحث شروع میشه و اینکه میبینید این همه ترکیب میشه زیر سر این اساس بحث است که در علم هیئت بهش توجه بفرمایید اگر از علم هیئت در رفتید میخواهید وارد یک علم دیگری بشوید از این مباحث هندسی در اونجاها میخواهید استفاده بفرمایید خیلی خب اون حرفی نیست اما بهرحال یا باید راجع به خصوص بدن و جسم انسان میخواهید تحقیق کنید این را زیر و رو کنید و تجزیه و بازش کنید ببینید از چه تشکیل شده مثلا گوشت از چه اجزایی تشکیل شده استخوان ها چه جوریه چشم از چه پرده های ....اینها میشه علم اناتومی و علم تشریح بدن انسان ویا میخواهید این نظام هستی را تشریح کنید و یک چاقو جراحی کانه بگیرید و کل این عالم هستی را تشریح کنید لااقل این اندازه که ما در روی زمین هستیم و اینها در محیط بالای سر ما همه هم وجود دارن و همه را میبینیم هم و همه حرکتم دارن واینها را زیر و رو کنید و ببینیم چه جوریه اوضاشون چیه حرکتشون چه جوریه چه نحوه میرن با هم دسته جمعی میرن تک تک میرن وقتی میرن مدار دارن یا ندارن وانگهی میبینید که همه حرکت هم دارند وحرکتشون به صورت خط مستقیمی هم نیست که هر کره ای خودش راه بیافته و هرجور که میخواد هم بره که میبینید نه اینجورم نیست الان پارسال محاسبه کردیم افتاب اومد به اول حمل دوباره امسال هم محاسبه کردیم و افتاب اومد اول حمل و گفتیم فلان روز دوشنبه ساعت 1:58چند ثانیه. و...پس معلوم میشه حرکات همه موزونه و همینطور ولنگ وازی نیست که افتاب هر جور حرکت بکنه یا اگر به حرکت وضعی زمین شبانه روز را میزاریم و حرکت انتقالی زمین را میزاریم باز میبینیم اگر فرض افتاب در سرجای خودش ثابت باشه ما به حرکت وضعی هی پشت این سطح زمین هی به افتاب رو میکنیم و بعد شب میشه پشت میکنیم و چه.. الان میبینیم نخیر زمین هم حرکتش یه حرکت موزونی هست وگرنه ما چرا همیشه دور میزنیم هی میایم در این افقی که هستیم به این نحوه سال 360 جور به این افتاب رو میکنیم و از او ادبار میکنیم و اقبال میکنیم که خودِ ادبار و اقبال یکی از لطایف در عالم هستی است پس معلوم میشه این حرکت موزونی داره وگرنه این زمین اگر بر اساس یک محور حرکت وضعی نکنه بر اساس یک حرکت خاص حرکت انتقالی به دور افتاب نکنه همینطور مثل توپ فوتبال که میزنن هر جور بگرده پس چطور میشه ما هر روز به طرف افتاب میشیم با یک نظم خاص و دوباره از او ادبار میکنیم از راه این حرکات رفتند به دنبال محاسبات فلکیِ حرکتشون تا ببینند چطور اوضاع دارند
علم هیئت چون مربوط به این گونه مسایل است ما الان اومدین در مقام به اصطلاح بحث ریاضی اش از کره حرف را شروع کردیم چون دیدند زمین کرویِ و افتاب و ماه و... کرویِ و اگر اون بحث که کردیم که اب محیط زمین هم چیه اقا؟کرویِ هوای محیط بر اب هم کرویِ اتر محیط بر هوا هم کرویِ خود ستاره های سیار یا ثوابت هم کروی شکند چون کروی هستند ماهم بحث را ازکره اغاز کردیم بر اساس حرکت کره بر روی محوریت واحد از او دوایری را استخراج میکنیم که در بین دوایر فعلا یک دایره عظیمه را بر اساس این حرکت این کره بر نفس خودش یک دایره عظیمه گیر ما امده حالا اگر از اینجا باید جستجو کنیم ببینیم که در این اشیا نظام هستی چنتا حرکت میشه پیدا کرد هر حرکتی را پیدا بفرماید قطعا باید بر اساس یک محوری باشه(قاعده است)حالا از اینجا جستجو کنید پس قاعده را به این که یک کره به حرکت در بیاد به دور خودش بگرده از او قاعده را گرفتیم که دوایر صغار که صغیره ,کوچیک داریم و یک دایره عظیمه داریم روی یک محور اما از این گونه مصداق حرکت چندتا میتونیم پیدا کنیم میشه درس سوم به بعد که این بحث شروع میشه الان جازه بفرمایید فقط قاعده ریاضی اش زا بگذریم و برویم طرف درس دوم
و الان کاری که باید بکنیم اینکه با به دست اوردن دایره عظیمه و دایره صغیره چون مباحثه که میخواهیم بکنیم باید حتما در مباحثات خلاصه پای حساب که به میون اومده پای عدد به میون میاد باید کاری کنیم در مباحثات پای عدد را به میان بیاریم تا در محاسبات بتونیم نتیجه بگیریم خب این کره هست بگیم که این کره را حرکت دادیم و از ان دایره عظیمه ای ,دایره بزرگی ایجاد شده و دوایر کوچولو این دایره ها را مدرجش کنیم بیایم به درجه در بیاوریم و بعضی وقتا چطوری مباحثه کنیمبه هیچ نحوه اگر عدد نداشته باشیم چه محاسبه ای کنیم و چطوری حیاب کنیم؟از اینجا امدند به فکر این افتادند که دایره را تقسیم کنند اونور عرض کردیم که دایره سطح است خیلی خب ما یک وقتی الان بحث دراینه که دایره را میخواهیم تقسیم کنیم و دایره سطح است و دایره تقسیم کنیم بر اساس محوریت کی؟باز در مقام تقسیم هم قزعا باید یک نقطه محوری هم داشته باشیم حالا اینکه هیچ گاه شما در مقام محاسبات و در مقام مقایسه تا یک مبدا ثابت درست نکنید محاسبه را میخواهید چکار کنید ؟ مثلا تویِ عدد میاید یک را مبدا قرار میدهید بله شاید یکی بیاید صفر را قرار دهد حالا بسته به مقصد او داره و مانعی نداره شما در این مقطع اید میگید این اقا جلوتره اون اقا پشت سره چطوری میگید این جلوه اون پشت سره؟باید یک مبدا و مقصد درست بکنید که بگید این دو نفر دارن میرن برای فلان جا این دو تا ماشین میخواهند بروند امل بعد اینا رو نسبت به اون منتها و مقصد که نگاه میکنیم میگیم این یکی جلو و اون یکی عقبه وگرنه ما مقصد خاص نداشته باشیم مثلا به عنوان مثال داریم میریم تفریح و مقصد اصلا نداریم و کاری به یک منتها هم نداریم و داریم میریم برای یک تفریح و میخواهیم همینجور ببینیم و شما میگید این اقا جلوه اون اقا عقب
معنا نداره که حتما شما باید در مقام تقدیم و تاخیر حتما یک میزان ثابت میخواهید در مقام مباحثات فلکی همینجور مثلا میخواهیم این وقت از روز اسطرلاب دست بگیرید ببینید افتاب چقدر ارتفاع داره از افق,پس شما باید یک افقی را در نظر بگیرید ثابت و بعد از این افق ما چقدر افتاب بالا اومده وگرنه مبدا ثابتی در افق نداشته باشیم این ارتفاع افتاب را چه بگیریم؟پس هیچگاه در محاسبات شما بدون نقطه ثابت نمیتوانید جم بخوریداینجاهم اگر بخواهید در بحث دوایر ازین به بعد میخواهید وارد دوایر عظام بشید وببینید که در نظام هستی چنتا دایره عظیمه میتونید پیدا کنید اینجا لابود باید یه نقطه ثابت به عنوان مدرج کردن دایره هم داشته باشیم که بعد وقتی این دوایر میخواهید باهم در محاسبات فلکی به کار بگیرید بر اساس اون درجاتشون بیایم در استخراجات استفاده کنیم و باید بیایم دایره را درجه بندی کنیم حالا اینها همه را دنبال کردند که چرا دذجه و لفظ درجه چرا پیش امده کلمه درجه چرا استفاده شد چرا لفظ دیگری پیدا نکردند؟مثل ابنکه قران کریم هم بحث رفیع الدرجاتدارد خیلی خب حالا اینها سرجاش باشه که هر کدوم اینها میبینید هر کلمه به کلمش باز بحث میخواهد برای خود و لذا در عبارت داریم که تقسیم دایره که میخواهیم بیایم تقسیمش کنیم محیطش را تقسیم میکنیم چون که ما در محاسبات با محیط دایره کار داریم با خود دایره به اون صورت در خیلی جاها کاری نداریم البته یه سری جاها پیش میاد در محاسبات به متن دایره کار داریم اما بیشتر محاسبات هندسی ما به محیط دایره مربوط میشه برای همین شما در ریاضیات تا وارد شدید و نوعا دیگه بحث دایره مطرح میشه همین مستقیم میرید دنبال محیط میرید و خیلی به اینکه دایره سطح است یا خطِ توجه نمکنید و از جنبه ریاضی دایره سطح است و حالا این محیط دایرا را میخواهیم تقسیم کنیم فرمودند:محيط دائره را خواه عظيمه. که مثال زدیم و خواه صغيره الان ببینید دور این قطر یک دایره کوچولوی که الان خودش داره که الان قطب یک نقطه هست دیگه و قطب از یک نقطه بیشتر نیست که اگر بخواهد بیشتر باشد که باید خود قطب هم متحرک باشه در حالی که محور حرکت است و محور حرکت باید ثابت باشه و الان این دایره کوچولو هم محیطی را برایش مدرج کنیم چند درجه میگیریم؟180تا دایره ایجاد نشد؟هر یک از این دوایر محیطشون را چن درجه بگیریم؟فرمودند:محيط دائره را خواه عظيمه و خواه صغيره به 360 قسم متساوى قسمت كنند، و هر قسم را جزء و درجه خوانند، حالا360 جز یا360 درجه حالا بین شما کدوم ظهور داره؟همون درجه ظهور داره,حالا در اینکه چرا360 تا درجه کردند شما لطف بفرمایید یک ادرسی میدم نکته601 از کتاب1001 نکته را نگاه فرمایید یه توضیح الان میدیم اونجا هم ان شا الله ببینید و الان دست شما این دستگاه ها هست و میتونید درجا ببینید در علم حساب وقتی پای عدد به میون امد از عدد یک تا عدد 9 میشه اصول اعداد که ان شا الله خلاصه الحساب را که بخونید اینها در کتاب های مدارس حتما خوندید از یک تا 9 میشه اصول اعداد چون به ده رسیدید باز همان 1+0هست از 11همینجور یه یک هست با یه یک دیگر از جنبه نوشتاری را عرض میکنم وگرنه عدد تحریفش چیه اون باز خودش در ریاضیات قدما یه تعریف داره در جدید حتی یه تعریف ارائه کردند که صفر راهم خواستند عدد بگیرند الان صفر هم بعضی ها الانم عدد میگیرند معمولا در بین قدما عدد از دو شروع میشه یک را عدد نمیدانند یک را مبدا اعداد میدانند اعداد از دو شروع میشه تا بی نهایت و تا56 تا اسم رفتند یکان دهگان صدگان میلیون میلیاردبیلیون... همینجور تا56 تا رفتند و جان به لب اوردند تا یه مقدار ایم درست بکنند و دیگه چقدر درست کنیم دیگه کار نمیرسه و تا56 را رفتند حالا ما خیلی بخواهیم مثال بزنیم فلانی میلیونره که قبلن میکفتند و الان ماشا الله خیلی قوی شدند و میگن میلیاردره بعضی ها دیگه تیلیاردر هستند تا 3 الی5 تا میریم تا 56 تا رفتند وایستادند ولی عدد از اون جانب غیر متناهی هست از این جانب عدد از دو شروع میشه در اصطلاح طلبگی ما حالا شمایک راهم میخواهید عدد بگیرید بسیار خب باید تعریفی برای عدد ارائه بکنی که یک را هم داخل تعریف شما بشه اما تعریفی که قدما ارائه کردند از چن هزار سال قبل تا الان معمولا از دو عدد شروع میشه تا بی نهایت.پس از یک تا9 ازش تعبیر میشه به اصول اعداد مامحیط درجه را چقدر بگیریم؟مثلا بیایم محیط را 9 درجه بگیریم این در مقام محاسبه خیلی ادم به سختی میافته محاسبات وقتی تعداد میره بالا خیلی راحت میشه از این ور رفتن بالاترها یک مطلبی که خواستیم برای محیط دایره پیدا کنیم یک عددی را پیدا کنیم که اگر اون عدد را تقسیم بکنیم از اقل عدد که دو باشه که تقسیم به یک که تقسبم نداره مثلا360÷1=360.پس به اقل عدد که دو باشه تا 9 بخواهی تقسیم کنی یه عددی پیدا کن که وقتی تقسیم میکنی از یک تا نه که مهمش از دو به بالاست باقی مانده نداشته باشی .چه عددی میتونی پیدا کنی؟رفتند به100,200,300....فک کردند متوجه شدن360 اقل عددیست از یک تا9 اونو تقسیمش کنیم فقط ظاهرا بر7 تقسیمش کنیم 360÷7=51.428571429 درمیاد360÷2=180 اینجا اصطلاحا اقا تو اون1001 نکته که میگن سمی دو 360÷3=120 میشه سمی سه,این کلمه سمی اونجا اومده چون تقسیم بر سه کردی یعنی شما 3 بار 120 را از 360 تا بگیرید 360 تای شما تمام میشه پس 120 میشه عاد360یکی از احکام اعداد میگیم یک عدد نسبت به عدد دیگر یا عادشه یعنی فانیش میکنه مثل 4 تا الان 2 میشه عاد چهار یعنی دو بار از چهار ,دو تا بگیری از4 هیچی نمیمونه چه عددی پیدا کنیم که از یک تا9 را هی بخواهیم کم کنیم این تموم بشه .360 را یافتند و دیدند اقل عدد ایشونه که جز7 تا همه مابقی اونو رو عادش میکنه بعد از این2520 هم یافتند که هر 9 تا میتونه اینو عادش کنه اما دیدند 2520 خیلی عدد بزرگ میشه در عین حال سعی کنیم در محاسبات هر چه میتونیم مقدار اعداد را کم کنیم الان شما میبینید که این متاع چقدر می ارزه شما بگید110 تا تومن و بگید هر تومنی 10 تا ریال و110×10=1100ادم سرگیجه میگیره میگه همون تومن بگو من راحترم الان ریال حوصلشو نداریم چون عدد میره بالا ادم هول میشه و گرفتاری پیش میاد در مقام محاسبات و لذا تو بین اعداد360 اقل عددیست که میتونند بعد 2520 پیدا کنند که از یک تا به9 تقسیم کنند عاد بشه به بغیر360 هر عدد را تا قبل از2520 میخواهیدبگیرید میبینید که دو تا عدد مشکل داره 3تا مشکل داره... برای همین اقل عدد را 360 گرفتند حالا کی؟نه الان نه بعد اسلام بلکه قبل اسلام در اون دوران فیثاغورث ها و اون موقع ها این اندازه هااینها رو هم از محضر صاحبان عصمت گرفتند بله یک قاعده ای جناب شیخ بهایی در همین خلاصه الحساب داره که از یک حدیث جناب امام علی است که میگه عدد ایام را ضرب کن در چه و چه.. ماحصلش این در میاد از همینجاها در اتصال به مبدا وحی براشون به راحتی مکشوف شد خود بشر هم بخواهد بشینه و روش فکر کنه چی میدونست از کجا اعداد را کشف کنه ؟برای همین ما در علم اصول وقتی وارد این بحث میشیم که یک بحث الفاظی میشه که این الفاظ را کی برای این معانی وضع کرده و از کجا فهمیدن که فرض اسم اینو بزارن توپ ,کرهاسم اینو بزارن عینک,مداد,کاغذ...بی نهایت کی جعل کرده؟چقدر بحث شده در علم اصول حدود شاید7 الی8 قول از اقایان مختلف علما نقل شده بعد اینها در نهایت به این نکته رسیدن که اصلا الفاظ را خدا برای معانی وضع کرده که ما اون بحث را در بحث تفسیر به عرض مبارکتون رسوندیم که قران درسته به زبان عربی است اما قران لسان الله هست خدا متعال با پیغمبرش در حین نزول وحی حقایق انسان ساز به این زبون حرف زده به زبان عربی حرف زده نه اینکه جان خدا اومده باشه از عرب های زمان پیغمبر عربی را یاد گرفته باشه و رفته به پیامبر گفته حالا ما به این زبون حرف میزنیم چون مردمت عرب هستن من الان عربی شما را یاد گرفتم و...نخیر اصلا خود این کلمات لسان الله ایت خود این عبارات و ترکیب و کلمات و حروف مقطعه....از بسم الل... تا وناس خودش لسان الله و کلام الله هست که اسمشو میزاریم کلام الله,حالا از اولین بار چطور متوجه بشن اینو کره بگیریم و دایره درست کنیم و محیط را360 بگیریم و اعداد را از یک تا9 اصول عدد کنیم وازون به بعد که اون اصول اعداد همه مفرداتند و یکان بگیم و از ده شده ترکیبات شروع میشه و حالا یا ترکیبات به صورت اعشاری ,عشر عشر ده ده میریم یا 100 تا100تا میریم یا...کی اینها را اولین بار دنبالش رفته و گرفته حتما از وحی گرفته شده,ما همیشه بحث ها را میاریم از کمره وارد میشیم و بعد میگیم این مال فلان دانشمند اروپایه این دانشمند اروپایی چن سال قبل بدنیا امده ولی این حرف مال چن هزار سال قبلِ, اون اقای ارشمیدوس راجع به اون اصطلاحات ریاضی بخصوص در بخش هندسه اش اون همه اشکال اینها از کی شروع کردن این حرف 100سال و1000سال و اینها هم نیس و تازه ما هم نمیدونیم و از اسلام به اینور هم پیشرفت های عجیبی حاصل شده و بعضی ها میایند و میگویند این یک بحث اعتباریه ولی نخیر اینجور بحث اعتباری هم نیست بلکه اعداد پایه حقایق تازه وقتی میاین میبینید اعداد ,ارواح حروف اند و حروف اجسادند ,حرف ها پیش میارند و همچی نیس که نشسته باشن و تو منزل و تویِ قوه خیالشون یه دور بدهند و ما محیط دایره را بگیریم 360 درجه ,نخیر این روی حسابِ ,اقل عددی که یافتن که او را به اصول اعداد تقسیم بکنند این اصول اعداد به کرات عاد اون عدد بشوند اقل عدد را کی رو یافتن؟اقل عدد360 را یافتن360÷1=360یک باره 360 را از360 تا بگیرید چی میمونه؟هیچی پس از انور گفتند پس یک را چون هر عدد را تقسیم یک کنیم میبینیم به اندازه همون عدد عادش واقع میشه,دو را دو بار یک یکی بردارید عادش میکند پس روی این حساب ما بیایم بگویم یک بشود مبدا اعداد چون یک تمام اعداد را عاد میکنه هر عددی را دو به بالا بگیری 360 را و 360 بار از او یکی یکی بگیری میبینی از عدد چیزی باقی نمیمونه به غیر یک هیچ عددی نیست که بتونه اینقدر عاد بشه الان دو عا 4 میشه اما عاد5 هم میشه؟7÷2=سه تا دو تا 6 میشه و یکی باقی مانه میمونه پس عاد نمیشه بعد دوباره یکی را چه جوری بیاری 7 را چطوری میخوای عاد کنی مگر اینکه دوباره بیای ازاونی که مونده باز بری خدمت یک و بیای یک را عا کنی و دو دیگه عاد نمیشه دو نسبت به4 عاد نسبت به 6 و 10و 8 ... عاده اما نسبت به 3,5,7,9..عاد نیست4 بگیر برو5 بکیر برو تا 9 در این محاسبات گفتند پس ما بیایم این عدد360 را که اقلِ و اصول اعداد هم باهاش سازگاری دارند ظاهرا جز7,پس عاد نکرده و به غیر این اعداد را میخواهید بفرمایید و هر چه اعداد را محاسبه بفرمایید تا 2520 را هم از دو تا 9 تقسیم کنید که ظاهرا ایشون هیچی باقی نمیمونه اما عدد درشته ,زبق این حساب یکی از دلایلش را این گرفتیم و یکی از دلایلش رفتند به دنبال ایه قران که نه اینکه قران اولینبار اینو گفته باشه اخر کلمات قران که همش برای اولین بار که نیست الان قران میگه حضرت ادم گفت ربنا ظلمنا انفسناو...پس معلوم میشه این ایه قران مال1400سال به اینوره یا قبل اینه؟اصلا کلام حضرت ادمِ ,در قران رفیع الدرجات امده که درجات میشه جمع درجه و رفیع هم اورند بر اساس علم ابجد متوسط ,نه صغیر و نه کبیر ,ابجدی که از یکش تا دهش هوز و حطی باشه و از کاف به بعد دیگه کلمن,قرشت,...ده تا ده تا 100تا100 تا بره تا1000تا تموم بشه در حروف ابجد رفیع را به ابجد متوسط دراوردند عدد360 میشه(ر200ف80ی10ع70=360)گفتند چون کلمه رفیع الدرجات. بر حسب ابجد متوسط کلمه رفیع میشه360 و درجات که جمع درجه هست پس میشه 360درجه ,و حالا اینه که محیط دایره را اوردند تقسیم کردند به 360 که در محاسبات بتونید به راحتی پیش برید وگرنه میتونید اعداد دیگر استفاده کنید و بعضی ها400 گرفتند منتها حرفشون در تاریخ پا نگرفت یه گروهی امدند و گفتند400 بگیریم خب بگیرید290,390...هر چه دلت میخواهد بگیر مانعی ندارید اما در مقام محاسبات نه اینکه کسر و کسدر فراون پیش میادحالا بیاید محاسبات کسریِ ادم گرفتار میشه شما الان مشکل ترین استخراج ها موقعی پیش میداد که شما کسر دارید الان مثلا سال محیط دایره360درجه هست اما چن روز داریم؟365 روز و همینو میخواهی کسورش را حساب کنید چقدر گرفتاری پیش میاد؟ چه برسه که عدد360 را رند نکنید295 بگیرید بعد 365 روز را بیارید با295 کسور.. محاسبه کنید که خیلی ادم به گرفتاری میافته ولذا محاسبات کم کم که بالا میره عدد را ادم رندتر بگیره ادم راحتره برای همینه که تلفن ها و شماره تلفن ها را رند بگیری راحتره وگرنه گرفتاری پیش میادطرف میگه اقا برای منزل ما چهار تا20 بگیر خب راحتی دیگه یا چهار تا10 بگیر راحته اما حالا886259..اینا گرفتار میشه و هیچگاه حفظ نمیشه .پس
محيط دائره را خواه عظيمه و خواه صغيره به 360 قسم متساوى قسمت كنند، و هر قسم را جزء و درجه خوانند جزء باید با همزه باشه اگر جزء با همزه نباشه که جز یعنی غیر اما با همزه یعنی هون جزء ونيز هر درجه را به 60 قسم متساوى قسمت كنند خب حالا دوباره از اینجا نگفتند هر درجه را به360 قسم تقسیم کنیم که هر قسم از اونها را چی بگیریم اقا؟اینجا چی شده؟دقیقه؟نه!گفتند هر درجه را به60 قسم تقسیم بکنیم که بشه60 دقیقه البته اینا که داریم میگیم درجات و دقایق و ثوانی و ثوالث و روابع اینا فلکیِ دوباره اینها را باید به زمانی تبدیل بفرمایید الان میریم ادامه
و هر قسم را دقيقه گويند. و هر دقيقه را به 60 قسم متساوى و هر قسم را ثانيه گويند. و هكذا هر ثانيه را به 60 ثالثه، و ثالثه را به 60 رابعه، و رابعه را به 60 خامسه تا بدان قدر كه حاجت افتد.اینجا تا خامسه رفتیم تا ثامنه رو رفتن مرحوم ملا حسین جمهوری صاحب زیج بهادری در محاسباتشون تا سابع را میرن که ما ساعت هامون یه عقربه ساعت شمار یه عقربه دقیقه شمار یه عقربه ثانیه شمار داریم و دیگه ثالثه شمار,رابع شمار...نداریم که حرف یکی و دو تا که نیست که تا بی نهایت حالا اونا چون دیگه خیلی متنابه نیست الان شما 1001 بگید میشه یک ثانیه تا 1001 بگید که یه ثانیه بشه یعنی 60 تا ثالثه شده یک ثانیه چه لفظی را پیدا کنیم که 60 بار به بسرعت بگیم بشه یه ثانیه به اندازه گفتن 1001 بشه؟الان چکار کنیم که دیگه هر ثانیه میشه به اندازه گفتم یک بار 1001 با یه مقدار تانی ,تند و کند نه متوسط میشه یک ثانیه دوباره چه عقربه ای را درست کنیم که اون عقربه ثالثه شمار یه دور کامل بزنه تا ثانیه یک درجه رو بره ,یعنی یه ثانیه را بره بعد دوباره رابعه 60×60=3600,3600ثالثه شمار باید بره تا یک ثانیه به اندازه 1001 بره,دیدند از اون به بعد نمیشه ولذا اودنددر مباحسات اگر طول راه ما زیاد باشه ما ثانیه ها و ثالثه ها و رابع ها و خامسه ها رو در مقام محاسبات تا حدی میخواهیم د بدرد ما میخوره مثل همین شرف شمس که یکی از معضلات شده و ان شا الله به19 حمل نزدیکیم ان شا الله به عرضتون میرسونیم اخیرا که این اقایون تقویم نویس ها بعضی ها 19فروردین بعضی20 فروردین بعضی21فروردین بعضی ها19 اردیبهشت اینا گرفتاری های محاسبات و عبارات حل نشدنش کار دشواری شده و حالا درسته ما در مقام ساعت حتی به تعبیری ثانیه رو ...الان میخواهیم مسابقه درست کنیم که اقایی رکورد بشکنه که رکورد5 ثانیه را شکسته و قبلا تا4 ثانیه را شکونده بود مثلا1:10رسید یه مقصد ولی این دفعه1:9رسیده که یک ثانیه پایین اورده میگیم رکورشو شکونده ,گاهی از ثانیه عبور میکنند به ثالثه و گاهی به صدم هم میبرن که یک صدم ثانیه ... حالا به جای اینکه یک صدم اینا ببرن میتونن از رابع و خامسه و...استفاده کنند که خیلی اونجا محاسبه سخت میشه مگر اینکه کامپیوترهای داشته باشند تا بتونه اون لحظه محاسبه بکنه مثل دوربین که میزارن و سرعت شما را میگیرن و میگن165 تا ...حالا یه ضریب دقتی روش داره دیگه,حالا120 کیلومتر را اگر 120و یک صدم کیلومتر بشه میشه تخلف دیگه.


برچسبها: شرح دروس هیئت_جلسه هفتم_استا د صمدی آملی جلسه ششم_شرح دروس طهارت نفس_استاد صمدی آملی...

ما را در سایت جلسه ششم_شرح دروس طهارت نفس_استاد صمدی آملی دنبال می‌کنید

برچسب: دروس,هیئتجلسه,هفتماستا,صمدی,آملی, نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 22:25

صفحه بندی