شرح و بسط بر جلسه پنجم دروس طهارت نفس_توضیح شخصی

خرید بک لینک
طهارت اعضاء (جمیع بدن و حواس را شامل میشود)از اطلاق(آزاد کردن)و رهاکردن آنها در تصرفات (آنچه مالک شوند)خارج از دائره (محیط) اعتدال(میانه روی) که بر حسب(شمار)
شرع(احکام شرعیه دین)و عقل(قوه عقل)معلوم (آشکار )است.(از اطلاق ورها کردن انها در تصرفات) یعنی چه؟
چون طهارت ظاهره را از ابتدا علامه به دو بخش تقسیم کردند و این اصل( از اطلاق و رها کردن آنها در تصرفات خارج از دائرة اعتدال که به حسب شرع و عقل معلوم است)بر هر دو اطلاق میشود ما برای فهم (تصرفات) ان را جزیی تر کرده و به دو بخش اولیه تقسیم میکنیم 1)تصرفات حواس.طبق حرکت جوهری,بشر! با حواس پنج گانه پیرامون خود را درک میکند و انچه در نفس حاصل میشود کسب اوست و این کسب از تصرفات فرد میباشد وجز دارای نفسانیش میشود2)بدن(کالبد).بدن با تنفس و گرفتن غذا و تاثیر از محیط طی مراحل هضم و جذب و دفع و.... تصرفات خود را انجام میدهد و ان بخش از ماده را جزئی از وجود جسمانی خود میسازند و از بخش روحانیش به تقویت روح بخاری میپردازد که روح بخاری (ارتباط دهنده بین روح مجرد و جسم مادیست).( دایره اعتدال) چگونه شکل گرفته است؟دایره اعتدال از احکام شرعی و اصول عقلی ساخته شده است چون:
1) اصول عقلی با وهم و خیال مغایر است از انجای که وهم و خیال مانند عقل استدلال و استنباط میکنند ممکن است ما فهم وهمی را به پای فهم عقلانی بگذاریم پس باید میزانی برای فهم صورت گیرد2)عقل کلیات را میفهمد اما از جزئیات اگاه نیست (میفهمد عبادت خوب است اما از چگونگی انجام ان بیخبر است) 3) خداوند چون میدانست انسان در دنیا غرق کثرت میشود و به خیال سرگرم.
عقولی را(انبیا و اولیای حق )فرستاد تا با کلام وحی ما را از دنیای وهمی خارج کرده ودر دنیای عقلی قرار دهند پس دایره اعتدال (شرع و عقل) میباشد
نظر استاد صمدی در راه علوم نظری:
(( برای مصون سازی عقل ,بهترین روشِ یادگیری , ریاضیات بر مبنا هندسه و مثلثات کروی میباشد))پس وحی (احکام شرعی )و عقل گرداگرد انسان حریمی میسازد تا فرد به وسیله این حرمِ امن, مستقیم و معتدل بار بیایدبر حسب شرع و عقل (معلوم) ؟معلوم در مقابل مجهول است .امور شرعی و عقل بر روی برهان بنا شدند و فرد در برهان دو بال (حق و یقین) به همراه دارد مسلماً همه مطالب شرعی و عقلی برایش معلوم خواهد بود و مجهولی نخواهد داشت.و اصلا مجهول از جهل میاید ودر شرع و عقل ,جهل راه ندارد.فافهم ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﯾﻢ؟
ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﯾﮏ " ﺳﺨﻦ ﺧﻮﺏ" ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﺮﯾﻢ در ميان مومنين
۱ . ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ ." ﻻ ﺗَﻘْﻒُ ﻣﺎ ﻟَﻴْﺲَ ﻟَﻚَ ﺑِﻪِ ﻋِﻠْﻢٌ "۲ . ﻧﺮﻡ ﺑﺎﺷﺪ ."ﻗَﻮْﻻً ﻟَّﻴِّﻨﺎً" ﺯﺑﺎﻧﻤﺎﻥ ﺗﯿﻎ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .۳ .ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ ".ﻟِﻢَ ﺗَﻘُﻮﻟُﻮﻥَ ﻣﺎ ﻻ ﺗَﻔْﻌَﻠُﻮﻥَ"۴ . ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ ". ﻭَﺇِﺫَﺍ ﻗُﻠْﺘُﻢْ ﻓَﺎﻋْﺪِﻟُﻮﺍ"۵ . ﺣﺮﻓﻤﺎﻥ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ ".ﻗَﻮْﻟًﺎ ﺳَﺪِﻳﺪًﺍ" ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﻢ .۶ .ﺳﺎﺩﻩ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﻢ ".ﻗَﻮْﻻً ﻣَّﯿْﺴُﻮﺭًﺍ " ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻫﻨﺮ ﻧﯿﺴﺖ ." ﺭﻭﺍﻥ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﻢ "۷ . ﮐﻼﻡ ﺭﺳﺎ ﺑﺎﺷﺪ ". ﻗَﻮْﻻً ﺑَﻠِﯿﻐًﺎ"۸ .ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﺪ ".ﻗﻮﻟﻮﻟﻠﻨﺎﺱ ﺣﺴﻨﺎ"۹ . ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﻢ ." ﯾَﻘُﻮﻝُ ﺍﻟَّﺘﯽ ﻫِﯽَ ﺃﺣْﺴَﻦ"۱۰ . ﺳﺨﻦ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﻭﺡ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ."ﻭ ﻗﻮﻟﻮﺍ ﻟﻬﻢ ﻗﻮﻻ ﻣﻌﺮﻭﻓﺎ"۱۱ . ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻟﻘﺎﺏ ﺧﻮﺏ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯿﻢ" . ﻗﻮﻻً ﻛﺮﻳﻤﺎً "۱۲ . ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺩﺭﺟﺎﻣﻌﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﮎ ﺑﺎﺏ ﺷﻮﺩ ." ﻫﺪﻭﺍ ﺍﻟﯽ ﺍﻟﻄّﯿﺐ ﻣﻦ ﺍﻟﻘﻮﻝ.ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ :
ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻧﮑﺘﻪ ﻣﻬﻤﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ : « ﯾﺎ ﻧِﺴﺎﺀَ ﺍﻟﻨَّﺒِﯽِّ ﻟَﺴْﺘُﻦَّ ﮐﺄَﺣَﺪٍ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨِّﺴﺎﺀِ ﺇِﻥِ ﺍﺗَّﻘَﯿْﺘُﻦَّ ﻓَﻼ ﺗَﺨْﻀَﻌْﻦَ ﺑِﺎﻟْﻘَﻮْﻝِ ﻓَﯿَﻄْﻤَﻊَ ﺍﻟَّﺬﯼ ﻓﯽ ﻗَﻠْﺒِﻪِ ﻣَﺮَﺽٌ ﻭَ ﻗُﻠْﻦَ ﻗَﻮْﻼً ﻣَﻌْﺮُﻭﻓﺎ » (ﺍﻯ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ، ﺷﻤﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ [ﺩﯾﮕﺮ ]ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ، ﺍﮔﺮ ﺗﻘﻮﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﮐﻨﯿﺪ، ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺎﺯ ﺳﺨﻦ ﻣﮕﻮﯾﯿﺪ ﺗﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺩﻟﺶ ﺑﯿﻤﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﻃﻤﻊ ﻭﺭﺯﺩ، ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭﻯ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﮔﻮﯾﯿﺪ) ﺍﺯ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺁﯾﻪ 32 ﺳﻮﺭﻩ ﺍﺣﺰﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﻭﻼً ﺯﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺍﺯ ﺧﻀﻮﻉ ﺩﺭ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻬﺎﻯ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺗﻨﻰ، ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮﺩﺍﺭﻯ ﺑﺪﻭﻥ ﻗﺼﺪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﻧﺎﺯﮎ، ﻅ ﺭﯾﻒ، ﺑﺎ ﻧﺎﺯ ﻭ ﮐﺮﺷﻤﻪ ﻭ ﺑﺎ ﻧﺮﻣﻰ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ، ﺗﺎ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺩﻝ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﭼﺎﺭ ﺭﯾﺒﻪ ﻭ ﭘﻨﺪﺍﺭﻫﺎﻯ ﺷﯿﻄﺎﻧﻰ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺷﻬﻮﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻧﮕﯿﺰﺍﻧﯿﺪ ﻭ ﺛﺎﻧﯿﺎً ﺑﺮ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ «ﻗﻮﻝ ﻣﻌﺮﻭﻑ» ﻭ ﮐﻼﻡ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ ﺗﮑﻠّﻢ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ، ﺳﺨﻨﻰ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻓﺴﺎﺩ ﻭ ﺭﯾﺒﻪ، ﺳﺨﻨﻰ ﮐﻪ ﺷﺮﻉ ﻭ ﻋﺮﻑ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﻣﻰﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﮐﻼﻡ، ﻣﻮﺍﻓﻖ ﺑﺎ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ .ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻫﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻥ ﮐﻼﻣﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺴﻨﺪ ﻋﻘﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺗﯽ ﭼﻮﻥ : ﻋﻘﻼﻧﯽ ﻭ ﺑﺎ ﻓﮑﺮ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺑﻮﺩﻥ، ﻋﻠﻢ ﻭ ﺁﮔﺎﻫﻰ، ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﮐﻼﻡ، ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﮐﻼﻡ ﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺍﺩﺏ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻼﮎ ﻫﺎﺳﺖ .

فرق صمت و سکوت:آنچه در بالا درباره اهمیت سکوت و آثار سازنده و مثبت آن در تعمیق تفکر آدمی و جلوگیری از اشتباهات و مصون ماندن از انواع گناهان و حفظ شخصیت و ابهت و وقار، و عدم نیاز به عذر خواهی های مکرر و مانند آن آمد، به این معنی نیست که سخن گفتن همه جا نکوهیده و مذموم باشد، و انسان از همه چیز لب فرو بندد، چرا که این خود آفت بزرگ دیگری است.هدف از ستایش سکوت در آیات و روایات اسلامی، باز داشتن از پرگویی و سخنان لغو و بیهوده و گفتارهای اضافی و غیر لازم است وگرنه در بسیاری از موارد، سخن گفتن، واجب و لب فرو بستن و سکوت، حرام مسلم است.مگر نه این است که نعمت بیان به صورت بزرگترین نعمت در سوره الرحمن بعد از نعمت آفرینش انسان شمرده شده است، و یکی از بزرگترین افتخارات نوع بشر داشتن زبان گویا و قدرت بر تکلم است.بسیاری از عبادات بزرگ مانند نماز، مراسمی از حج، تلاوت قرآن و اذکار، به وسیله زبان انجام می شود:امر به معروف و نهی از منکر، تعلیم علوم واجبه، ارشاد جاهل، تنبیه غافل، و راهنمایی به سوی حق و عدالت، و بسیاری از شؤون تعلیم و تربیت به وسیله زبان انجام می گیرد؛ هیچ دانشمند و صاحب فکری نمی گوید در این گونه موارد باید سکوت کرد. آنچه مایه بدبختی انسان و بازداشتن او از تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله است سخنان اضافی و به اصطلاح «فضول الکلام» است؛ بنابراین، باید از هرگونه افراط و تفریط در این مساله شدیدا پرهیز کرد.امام سجاد علی بن الحسین علیهما السلام در این باره سخنی دارد، که سخن آخر و قول فصل است و حق مطلب را بخوبی ادا فرموده است.کسی از آن حضرت پرسید: آیا سخن گفتن افضل است یا سکوت؟ امام علیه السلام در جواب فرمود:هرکدام از این دو آفاتی دارد، هرگاه هر دو از آفت در امان باشد، سخن گفتن از سکوت افضل است، عرض شد ای پسر رسول خدا چگونه است این مطلب؟ فرمود: این به خاطر آن است که خداوند متعال، پیامبران و اوصیای آنها را به سکوت مبعوث و مامور نکرد، بلکه آنها را به سخن گفتن مبعوث کرد، هرگز بهشت با سکوت به دست نمی آید، و ولایت الهی با سکوت حاصل نمی شود، و از آتش دوزخ با سکوت رهایی حاصل نمی شود، همه اینها به وسیله کلام و سخن به دست می آید، من هرگز ماه را با خورشید یکسان نمی کنم، حتی هنگامی که می خواهی فضیلت سکوت را بگویی با کلام آن را بیان می کنی و هرگز فضیلت کلام را با سکوت شرح نمی دهی! » بی شک «سکوت» و «سخن گفتن» هر کدام جائی و مقامی دارد و هر یک از آنها دارای جنبه های مثبت و جنبه های منفی است، و بی شک جنبه های مثبت سخن گفتن فزونتر از جنبه های منفی آن است؛ ولی از آنجا که جنبه های مثبت سخن گفتن هنگامی آشکار می شود که انسان در مراحل تهذیب نفس توفیق کافی یافته باشد؛ به همین دلیل کسانی را که در آغاز راهند بیشتر توصیه به سکوت می کنند، و بعد از کسب سلطه بر هوای نفس و به اصطلاح مالک زبان شدن، مامور به سخن گفتن و هدایت مردم می شوند.
در اینجا معیار روشنی داریم، هرگاه ما سخنانی را که در شبانه روز می گوییم روی یک نوار ضبط کنیم و بعد با دقت و سختگیری و خالی از تعصب به بررسی آن بپردازیم مشاهده می کنیم که از میان صدها یا هزاران کلمه که در طول یک شبانه روز از ما صادر شده، مقدار کمی از آن مربوط به اهداف الهی یا حوائج زندگی و ضروریات حیات می باشد و بقیه فضول کلام و سخنان اضافی است که در لابه لای آن احیانا مطالب ناروا و گناه آلود یا سخنان مشکوک و مشتبه می باشد.هدف از سکوت مبارزه با انبوه فضول کلام و سخنان اضافی و بی هدف، و احیانا بی معنی یا گناه آلود است.این نکته نیز شایان توجه است که «صمت» و «سکوت» هر چند در منابع اصلی لغت تقریبا به یک معنی تفسیر شده است، ولی در کلمات بعضی از علمای اخلاق تفاوتی در میان آن دو دیده می شود؛ به این معنی که، سکوت ترک کلام بطور مطلق است، ولی «صمت» به معنی ترک سخن گفتن در اموری است که هدف صحیحی را تعقیب نمی کند (ترک ما لا یعنیه) و آنچه برای سالکان الی الله و راهیان راه خدا و علاقه مندان به تهذیب نفس ضرورت دارد، بیشتر «صمت» است نه «سکوت» .جایگاه واردات و صادرات نفس:همه جایگاه های حواس جزء کانال واردات هستند(دیدن ها,شنیدن ها ,لمس کردن ها, بوییدن ها ,چشیدن ها )واردات چشم=دیدن/صادرات چشم= (بی حالی,خستگی,خواب الودگی,شادی....) و اشک های مختلف که از چشم جاری میشود/صادرات زبان=سخن گفتن
/واردات زبان=چشیدن/واردات بینی=بوییدن,دم(عمل تنفس)/
صادرات بینی=باز دم(عمل تنفس)/واردات گوش=شنیدن ها/صادرات گوش=ندارد/واردات دست و پا = لمس کردن/صادرات دست و پا=حرکات

برچسبها: شرح و بسط بر جلسه پنجم دروس طهارت نفس_توضیح شخصی

جلسه ششم_شرح دروس طهارت نفس_استاد صمدی آملی...

ما را در سایت جلسه ششم_شرح دروس طهارت نفس_استاد صمدی آملی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 7:36

صفحه بندی